خاطرات نا پدید

آه سال های سرخ و خاطرات ناپدید !
کاش هیچ گاه عمرتان به سر نمی رسید
آه ای سراب های سبز ، یادتان بخیر
هفته های موج خیز و روزهای پٌر شهید[...]
سرزنید بازهم که خیره مانده سویتان
چشم های نا امید من ، هنوز پٌر امید
اسب ها ره و تیغ ها شکسته در نیام
زخم های من ! فقط شما هنوز تازه اید
رازها رسید تا گلو ولی روان نشد
روی این لبان بسته مثل قفل بی کلید
با ترانه های سر بریده مثل این غزل
اینک این منم در انتظار خاطرات ناپدید…
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۴ ق.ظ توسط --خادم الشهدا-ع،م--،
|